تبلیغات
شهدای گمنام - من و بابام
عظمت ما به خاطر شهادت جوانان و فرزندان این ملت است.((رهبر معظم انقلاب))
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
با سلام.
رفاقت وآشنایی من با شهدا خودش قصه ی طولانی و درازی داره واقعا هم در شهدا همه چی پیدا میشه.........فقط کافیه با هاشون رفیق بشیم امتحانش ضرری نداره بخدا...........تا عمر دارید باصفا میشید وبی قرار..........رفیق میخواید شهداء.........خدا واهل بیت میخواید بشناسید شهدا.......خیلی از ماها میگیم کی مثل اهل بیت میشه؟؟؟........ولی بخدا میشه مثل شهدا بود...........چون شهدا هم مثل خود مابودن........تو جمع ما زندگی میکردن.......با خود ماها نفس میزدن........اصلا میدونید چیه؟...........شهدا به ما یاد میدن میشه غیر معصوم بود ولی تو بغل معصوم جون داد.......شهدا زنده اند وما مرده........... نمیخواستم نصیحت کنم فقط میخواستم یه خورده فکر کنیم......بس نیست؟؟؟؟؟!!!!!!........التماس دعای شهادت.یاعلی
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
دریافت کد آیه قرآن
مطالب اخیر وبگاه
جنس خاطره هایی که من براتون تعریف میکنم یکم با مال بقیه فرق داره....
من از کسی براتون حرف میزنم که با چشمای خودش پر پر شدن دوستاشو دید....
از کسی میگم که نمونه والای فداکاری و گذشت، کسی که توی جبهه وقتی شیمایی زدن ماسک خودشو و در آورد داد به دوستش و خودش.....
چند بار ترکش خورد و زخمی شد آخ نگفت محکم تر از قبل برای دفاع از سرزمین و کشورش برگشت....
وقتی برگشت پیش خانواده و بچه هاش یه چند تا یادگاری براشون آورده بود: دوتا ترکش یکی تو چانه یکی تو کتفش با یکمی سرفه های نفس گیر و تاول روپوست که به خاطر نقل و نباتای شیمیایی بود که بعثی ها رزمنده ها رو مهمون میکردن، ولی بازم آخ نگفت...
مردی بود برای خودش یه خانواده رو می چرخوند! ولی آروم آروم تازه اثرات شیمیایی شدن خودشو نشون داد نمیدونم نامردا چی به خورد رزمنده ها دادن که اینجوری نفس گیر شده بود....
اینقدری بود که یه مرد و از پا درآره....
مگه بابای من چند سالش بود؟! اصلا چرا بابای من این همه آدم؟!
هر وقت این سوالا ذهنمو پر میکنه با ی جمله خودمو آروم میکنم:
اونا رفتن که منو و امثال من بمونیم  راه اونارو ادامه بدیم....
ولی چرا الان بعضی ها رو آرمان شهدا پا میزارن و خونشونو نادیده میگیرن؟
ما در قبال خون ریخته شده شهدا مسئولیم  اگه اونا نبودن الان منی وجود نداشت تویی وجود نداشت که راحت بشیینه اینجا و هوای آزادی رو تو ریه هاش پر کنه....
شهدا منتظرن....


نویسنده سید مجید افضلی بروجنی در 09:57 ق.ظ | نظرات()
سه شنبه 24 مرداد 1396 09:45 ق.ظ
I've learn several just right stuff here. Definitely value bookmarking for revisiting.
I wonder how much effort you put to make such a great informative web site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

مهدویت امام زمان (عج) وصیت شهدا
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
طراح قالب
ثامن تم
نظرسنجی
از کدام بخش وبلاگ راضی هستید؟



استخاره با قرآن کریم
دریافت کد استخاره آنلاین